محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
288
رشحات البحار ( فارسى )
مالك اصلى اوست ، از هر عيب منزه است ، به كسى ستم نمىكند ، امنيتبخش است ، مراقب همه چيز است ، قدرتمندى شكستناپذير كه با اراده نافذ خود هر امرى را اصلاح مىكند ، و شايسته عظمت است به خداوند منزه است از آنچه شريك براى او قرار مىدهند . و موارد ديگرى از اين قبيل ؛ البته برحسب اقتضاى برهان . اين علم اليقين است و از آنجا كه شناخت وى براساس عنوان موجب توحيد نمىشود ، ناگزير بايد بر وى اقامه برهان نمود . همچنانكه [ حضرت على ( ع ) ] فرمودند : و كمال التّصديق به توحيده « 1 » و نسبت برهان با وى تشخص دادن به وى براساس برهان ، يا عيان ، و يا تحقق است . بدين ترتيب فرد در اين مرحله به سان عارفى سلوك مىكند كه اين مقامات را نه با برهان ، بلكه به عيان مىبيند . در نتيجه معروف ( متعلق معرفت ) وى تشخص مىيابد و مشهود وى يگانه مىشود . و اين مرتبه « عين اليقين » است . ممكن است سالك عارف به صورت فعل ، صفت ، و ذات در معروف خود فانى شود و يا در وى بقا يابد يا با تكيه بر وى باقى بماند و به اين صورت متحقق به او مىشود و اين « حق اليقين » است ؛ مانند آهن گداخته و اين مرتبه ، حقيقت معرفت است و همين مقام ولايت مطلق و قرب تام به حق است ؛ هم قرب نفلى ، هم قرب فرضى . مقدمه دوم از آنجا كه اغلب دينداران به مقامى نظير اين دو مقام اخير نمىرسند تا به توحيد شهودى يا تحققى متصف شوند ، ناگزير بايد با ولى مقرب به اين دو قرب ( نفلى و فرضى ) بيعت نمايند ؛ زيرا وى از هويت نفس خود فانى و به هويت پروردگارش باقى است و در نتيجه معروف ( توحيد برهانى ) بهوسيله وى مشخص و معلوم مىشود و اين ، مفاد اين گفته انان ( ع ) است كه :
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 4 ، ص 247 .